تبليغاتX
من و سلولیت هایم

من و سلولیت هایم

خوب این هفته هم از کم کردن وزن خبری نبود بنا به دلایلی که گفتم. ولی بهترم از قبل ، رفتارام هم تا حدودی کنترل شده تر از قبله.قبلآ هم گفتم همین که حساب کتاب خوردن و زیادخوردن و حتی کم خوردن دستمه خیلی خوبه.از فردا ترم جدید شروع میشه.دیگه کلاسام تو بیمارستان تشکیل میشه و وضع خورد و خوراکم زیاد معلوم نیست ، ضمنآ امیدوارم مجبور  نشم ضریب فعالیتم رو تو حساب کتابا کم کنم.البته چون ورزش من عمدتآ همون پیاده روی و هولاهوپ هست اگه تنبلی نکنم تو خوابگاه هم میشه انجامش بدم.باید واسه این چهار هفته ای که میرم دانشگاه برنامه ریزی مجدد کنم.فعلآ کالری هدف همون 1300 تا ، آب 5 لیوان و تحرک یک ساعت تکرار میشه چون این هفته انجامش ندادم.شب بخیر.
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 23:59  توسط بهاران  | 

دوشنبه : صبحونه یه کف دست نون  ، 10 گرم پنیر ، نهار 150 گرم ماکارونی با مایه ش و 20 گرم پنیر ،میان وعده چای و 20 گرم شکلات، شام 50 گرم نون و 20 گرم پنیر،آب 4 لیوان،ورزش 35 دقیقه نرمش تند.جمع:1300 کالری
سه شنیه : صبح 50 گرم نون ، 20 گرم پنیر ، میان وعده یه لیوان آب پرتقال خونگی، نهار 6 قاشق عدس پلوی کم روغن ، شام یه هات داگ کبابی و یه نون ساندویچی کوچیک با یه ذره خیلی کم سس.ورزش 20 دقیقه پیاده روی و 100 تا دراز نشست.جمع : 1300 کالری ، آب 4 لیوان
 :) راضیم.مخصوصآ امشب که باز به هوای دور هم بودن ناپرهیزی نکردم ، چیپس و پنیر و نوشابه هم نخوردم
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 23:49  توسط بهاران  | 

خوب روز یکشنبه که ما تمام وقت خونه نبودیم بدک نبود،صبحونه یه لقمه نون پنیر و یه لقمه نون و خامه . یه لیوان شیر ، نهار 200 گرم گوشت کوبیده(گوشت و نخود و سیب زمینی ) و یه ملاقه آبگوشت خیلی کم چربی با 100 گرم نون ، میان وعده یه شیرینی خشک ، (لب به شکلات نزدم ) ، شام هم یه کفگیر برنج و 150 گرم جوجه کباب خوردم.از صبح هم اونقدر کار کردم که هلاک شدم چندین بار خیس عرق بودم همچین بی فعالبت هم نبودم.آب 3 لیوان خوردم و میوه هم هیچی.کلش شد1350کالری.
از امروز که وضع عادیه بدون کم خوری الکی برگشتم روی برنامه :)
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 15:32  توسط بهاران  | 

خوب من اومدم اینجا تا این شاعت روز رو بنویسم چون فردا مطمئنآ نمیرسم و خیلی عقب می افته. قرارمون امروز ۱۰۰۰ کالری بود.صبح یه لقمه کله گنجشکی نون و پنیر ئ یه چای تلخ ، ظهر یه گوچه فرنگی ، یه نارنگی ، یه کتلت و عصر یه لیوان شیر و یه لقمه خیلی کوچیک نون پنیر .همین تا حالا.دارم از خونه میرم بیرون و این یعنی خطر! قول دادم به خودم که دیگه تحت هیچ شرایطی شب برنج نخورم.از شام امشب هرچی بود با یه ذره نون میخورم.امروز با کلی وقت اصلآ ورزش نکردم و از دست خودم خیییییییییییییلییییییییی عصبانیم که این فرصت خوب رو از دست دادم البته هنوز وقت دارم و ۲۰۰ تا دراز نشست که حتمیه ، میرم بیرون یه ۱۵ دقیقه ای راه برم!

برای اراده م دعا کنین!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 20:0  توسط بهاران  | 

خوب پنجشنبه و جمعه نبودم که بنویسم.اول از دیانا و شانه به سر عزیزم ممنونم برای کامنتها و تسلی هاشون ، خیلی دوستتون دارم.الان خیلی بهترم.
پنجشنبه نسبتآ راضی بودم یعنی تو خونه بودم و سعی کردم حداقل غذامو کنترل کنم که تنقلات میخورم کالریهام سر به فلک نزنه.پنجشنبه صبحونه 50 گرم نون ، 30 گرم پنیر و یه لیوان شیر خوردم.نهار باز 50 گرم نون و یه کتلت کوچیک و یه گوجه فرنگی نی نی خوردم.باز هیچی نخوردم تا شب که باز تو محدوده خطر بودم.شام 6 قاشق کته و دو قاشق خورشت قیمه خوردم.راستش یادم نمیاد ولی یه سری ناپرهیزی هم کردم.کالری هام با شام میشه 1150 تا که با شیرینی و اینا همون 1300 تا ، ورزش 15 دقیقه نرمش شدید،آب 3 لیوان.
جمعه خوب نبود.صبحونه یه لقمه کوچیک نون و پنیر و یه لیون شیر،نهار 1.5 کفگیر برنج و نصف سینه مرغ ، یک و نیم لیوان نوشابه،ویه کاسه کوچیک ماست موسیر (از تشییع جنازه اومده بودیم دور هم نشستیم همینجوری زر زدیم و هی خوردیم :( )،میان وعده دو تا خرما و یه کیک یزدی،شام هم 3 قاشق پوره و یه نیمرو با 100 گرم نون! آخر شب داشتم دق میکردم.از صبح هم خیلی بدو بدو کرده بودم ولی چون به نیت ورزش نبود نمیتونم تو ورزش حساب کنم.4 لیون هم آبّ خوردم.کالری هام شد 1500 تا بدون ورزش :(((( موقع خواب یه کمی دعا کردم و دیدم زیاد نمیتونم شرایطو عوض کنم پس بهتره آروم باشم و سعی کنم به خودم کمک کنم.
امروز که شنبه ست قصد دارم استثنائآ فقط 1000 کالری بخورم.قول میدم از امروز دیگه ناپرهیزی نکنم تا بتونم برگردم به روال عادی.
راستی یه چیز دیگه ، توی کالری شمار با قد و وزن فعلیم با ضریب فعالیت خیلی کم حساب کردم دیدم بدون ورزش الان برای نگه داری وزن فعلی می تونم روزی 1700 کالری بخورم که خدا رو شکر هیچ روزی بیشتر از این نشده یعنی این امیدواری رو میتونم بدم که مطمئنآ چاق نمیشم.فکر کنم نباید هدف دور از دسترس انتخاب کنم و همین که تو این هفته اضافه نکنم خودش خوبه.تا بعد دوباره شروع کنم :)
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 11:40  توسط بهاران  | 

دیروز نتونستم اینجا بنویسم ، اتفاق بدی برام افتاد و الان عزادار مادربزرگم هستم.دیروز نهار درست حسابی نخوردم و وقتی هم رفتیم اونجا یاز عصبی و گرسنه شدم و با یه حجم وسیعی از استرس + شیرینی و شکلات و خرما و حلوا و کوفت و زهرمار روبرو بودم و بازم خیلی سعی کردم جلوی خودمو بگیرم ،تا حدودی موفق بودم ولی نه زیاد.فکر کنم تو شلوغ پلوغی این چند روز بزرگ ترین کاری که میتونم بکنم اینه که فقط خیلی پرخوری نکنم و زیاد از کالری هدف نزنم بالا و تنقلات رو هم تا جایی که ممکنه به صفر برسونم، همین و با این حساب این هفته هم از وزن کم کردم خبری نیست.
صبحونه کامل خوردم چون میخواستم برم بیرون و دیر برگردم و خیر سرم برای اینکه گشنه نشم و هله هوله نخورم.یه نیمرو و یه گوجه فرنگی کوچیک خوردم با 50 گرم نون.نها یه کف دست نون و یه کتلت کوچولو و یه لیوان شیر.عصر یه چایی و یه خرما و شام که بدترین قسمت ماجراست یه کفگیر برنج و 1.5 سیخ کباب کوبیده و یه لیوان دوغ و نصف گوجه . بعدشم یه شیرینی خشک کوچیک.دیگه اینجا خوردن رو قطع کردم.بعد شام یه نارنگی و تا جایی که تونستم آّب (4 لیوان) خوردم و به خیر گذشت.ورزش هم یه پیاده روی آروم 1 ساعته ، همین.
کل کالری امروز شد حدودآ 1500 تا که شرمنده شدم البته بگم حتی کره ای که روی برنج ریخته بودن و  اون یه ذره نارنج و همه اینا رو دقیق حساب کردم ولی بازم زیاده واسه یه روز بدون ورزش.
خیلی تحت فشارم.روزای اول پریودم و این اتفاق و سرما و همه اینا افتاده روی هم و فکر اینکه همه اینا رو میخوام با خوردن برطرف کنم و همیشه هم این کارو میکردم بی اینکه متوجه باشم داره اذیتم میکنه.باز بی اشتها شدم و فکر کردم امروز نهر نخورم ولی میدونم نخوردن هم بی فایده ست.برام دعا کنین.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 12:58  توسط بهاران  | 

خوب امروز خیلی عصبی بودم.واسه همین ثابت شدن دوباره وزنم و اینا.دارم سعی میکنم نا امید نشم.حالا که تصمیم گرفتم به وضع سلامتیم برسم باید صبر و حوصله داشته باشم.تا ظهر رو خوب اومدم و عصر هم ورزش کردم ،قبل شام باز حس کردم دلم میخواد هی بشینم بخورم و داشتم میرفتم طرف ریزه خوری که زود قطع کردم،شیر خوردم و مسواک زدم و زود از محدوده آشپزخونه دور شدم.
صبحونه 50 گرم نون،یه قاشق مربا و یه لیوان شیر خوردم.میان وعده یه پرتقال،نهار 100 گرم برنج پخته بی روغن و 100 گرم مرغ،100 گرم ماست و سالاد.عصرونه چای و 10 گرم شکلات و شام هم 100 گرم پوره بی کره ، 50 گرم نون ، 20 گرم پنیرخوردم.بعد شام هم یه لیوان شیر و یه نارنگی.کل مصرف امروز شد : 1200
ورزش امروز 30 دقیقه هولاهوپ،30 دقیقه رقص تند و 200 تا دراز نشست بود.4 لیوان هم آب خوردم.
این هفته آب رو به 5 میرسونم و دراز نشست رو یه روز اصافه میکنم روی 200تا.
ناراحتم.حوصله ندارم.

پی نوشت: یه استرس دیگه بهم وارد شد که وقتی برگشتم خونه بی اختیار شروع کردم به دایجستیو خوردن ، کتلت هم بابام داشت درست میکرد واسه فردا که از اونم دلم خواست ، باز سعی کردم خودمو کنترل کنم.باید بتونم فشار عصبی و بی حوصلگی و سر شلوغ بودن و بیدار موندن و همه اینا که خدارو شکر کم هم پیش نمیاد رو با خوردن دفع نکنم.زود یه هویج از یخچال در آوردم و باز از آشپزخونه در رفتم!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 21:3  توسط بهاران  | 

 کالری هدف : 1300

تحرک هدف : حداقل یک ساعت

آب :4 لیوان

دوشنبه

یکشنبه

شنبه

جمعه

پنجشنبه

چهارشنبه

سه شنبه

 

صبح 50 گرم نون،20 گرم پنیر و یه چایی شیرین

صبحانه 50 گرم نون، 10 گرم کره و یه قاشق مربا با یه لیوان شیر

تخم مرغ آبپز،50 گرم نون ،یه گوچه فرنگی و یه لیوان شیر

یک کف دست نان،20 گرم پنیر،یک لیوان شیر

یک کف دست نان،10 گرم پنیر

-

 

صبحانه

-

چای تلخ

چای تلخ ، پرتقال نارنگی

چای تلخ

-

-

 

میان وعده

100 گرم برنج پخته بی روغن،100 گرم گوشت گوساله بی چربی و سالاد

یه لیوان عدسی و یه بشقاب سالاد با 20 گرم پنیر معمولی

یک لیوان و نصفی آش بدون رشته و حاوی گوشت

نصف کفگیر برنج،1 فاشق فسنجون،100 گرم مرغ،سالاد

مرغ سوخاری200 گرم(روش رو کندم)،یک لیوان نوشابه L،

برنج یک کفگیر+گوشت خورش

 

نهار

یه لیوان شیر و یه موز،2 تا بیسکویت

5 قاشق ته چین مرغ

یه لیوان شیر و یک عدد موز

100گرم ماست و خیار،50 گرم لوبیا چیتی،20 گرم چیپس

-

چای،1 دایجستیو

 

میان وعده

مایه بادمجون-گوجه و یه تخم مرغ با یه قاشق و نیم روغن مایع، 50 گرم نون

یه لیوان شیر. یه پرتقال و یه نارنگی

میرزا قاسمی رژیمی،50 گرم نون

2 قطعه پیتزا،10 تا سیب زمینی سرخ شده،یک لیوان و نیم نوشابه L

نون باگت 20 گرم

100 گرم مرغ، سیب زمینی،هویج،سالاد

 

شام

-

-

.یه استکان شیر کاکائو

-،15 دقیقه هولاهوپ+ عذاب وجدان!

-

-

 

بعد شام

1300

1250

1290

1450

1300

1150

 

جمع

(1300)

یک ساعت پیاده روی نتد

نیم ساعت هولاهوپ،نیم ساعت رقص ، 100 تا دراز نشست

هولاهوپ نیم ساعت و 100 تا دراز نشست.

30 دقیقه هولاهوپ،30 دقیقه رقص تند،100 تا دراز نشست

15 دقیقه هولاهوپ،15 دقیقه پیاده روی تند

30 دقیقه هولاهوپ

 

ورزش

4 لیوان

4 لیوان

4 لیوان

4 لیوان

3 لیوان

 

 

آب

6 ساعت

7 ساعت

5.5 ساعت

6 ساعت

 

 

 

خواب

 

تغییر وزن : 0 :((((((


* شیر و ماست: کم چرب ، 1.5 درصد-نان:سنگک یا جو ، روغن در غذا = 0 مگر ذکر شود
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 17:27  توسط بهاران  | 

خوب بعد سلام الان باید بدو بدو کنم که عقب نمونم.
امروز غذام خوب بود ولی خیلی بی نظم و نامرتب بودم.دیر پا شدم ، 12 صبحونه خوردم،4 نهار و روم سیاه،11شام!
تازه چون میخوام فاصله دو ساعت شام با خوابو حفظ کنم امشبم دبر میخوابم ولی فردا هرجور شده به موقع پا میشم که منظم بخورم.
صبح 50 گرم نون،20 گرم پنیر و یه چایی شیرین خوردم که با قند شیرین کردم که حساب دستم باشه،ظهر 100 گرم برنج پخته بی روغن،100 گرم گوشت گوساله بی چربی و سالاد فراوان خوردم.عصرونه یه لیوان شیر و یه موزو بی شکر مخلوط کردم و نوش جان کردم،شام هم از بقایای مایه بادمجون-گوجه و یه تخم مرغ با یه قاشق و نیم روغم مایع یه چیز خوشمزه درست کردم با 50 گرم نون.البنه نصف لیوان عدسی هم خوردم.عصری که با مامان بیرون بودم دو تا از بیسکوییتای پتیر دارشو خوردم و دستم داشب میرفت واسه سومی که به خودم گفتم هاااااااای،خانووووووووووووووووم!!!! چیکار داری میکنی لطفآ؟البته بیسکوییتش بدون شیرینی وخیلی کوچولو بود که حسابشو هم کردم.
چهار لیوان آب خوردم.ورزشم هم یک ساعت پیاده روی نتد با تمرکز و فقط به قصد پیاده روی بود و نیم ساعت هولاهوپ که هنوز بدهکارم البته.مجموع امروز همون 1300 کالری(اندازه یه لفمه پایین تر) شد!
سب خوش
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 23:58  توسط بهاران  |