من تقریبآ تصمیم گرفتم که برگردم.
این چند وقت خیلی اوضاع زندگی خراب بوده.بی نظم ، بی ترتیب ، بهم ریخته...
تازه نوشتنو ول کرده بودم و میخواستم فشرده دو کیلو کم کنم و به برنامه م برسم که حمله های میگرنی گرفتم
محض توضیح برای میگرن و معمولآ از مسکن معمولی به تنهایی استفاده نمیکنن.دکترم بهم یه سری قرصهایی داد از نوع ضد افسردگی های سه حلقه ای که برای اعصاب هم استفاده میشه ولی با دوزهای بالا.بعد هم افتادم توی امتحانا.بدی قرصها اینه که اشتها رو به صورت کاذب کم میکنه ولی بعد یه مدت اثرش برعکسه و با قطع شدنش هم بدتر از بدومثل قرصای فلوکستین که یه مدت همه به اشتباه فکر میکردنن به لاغری کمک میکنه.خلاصه سر رشته امور حسابی از دستم در رفت.زحمتی که از بهمن کشیده بودم به راحتی تو یه ماه و نیم به باد رفت.حتی جرات نمیکنم خودمو وزن کنم.میدونم که چاق شدم.
ورزشو دوباره شروع کردم.نمیدونم میتونم دوباره برگردم یا نه.خیلی این اتفاق افتاده.یه مدت تلاش کردم و همه ش خراب شده.از دست خودم خسته شدم ولی میخوام بازم امتحان کنم.میخوام از هته دیگه شروع کنم.
این چند وقت خیلی اوضاع زندگی خراب بوده.بی نظم ، بی ترتیب ، بهم ریخته...
تازه نوشتنو ول کرده بودم و میخواستم فشرده دو کیلو کم کنم و به برنامه م برسم که حمله های میگرنی گرفتم
محض توضیح برای میگرن و معمولآ از مسکن معمولی به تنهایی استفاده نمیکنن.دکترم بهم یه سری قرصهایی داد از نوع ضد افسردگی های سه حلقه ای که برای اعصاب هم استفاده میشه ولی با دوزهای بالا.بعد هم افتادم توی امتحانا.بدی قرصها اینه که اشتها رو به صورت کاذب کم میکنه ولی بعد یه مدت اثرش برعکسه و با قطع شدنش هم بدتر از بدومثل قرصای فلوکستین که یه مدت همه به اشتباه فکر میکردنن به لاغری کمک میکنه.خلاصه سر رشته امور حسابی از دستم در رفت.زحمتی که از بهمن کشیده بودم به راحتی تو یه ماه و نیم به باد رفت.حتی جرات نمیکنم خودمو وزن کنم.میدونم که چاق شدم.
ورزشو دوباره شروع کردم.نمیدونم میتونم دوباره برگردم یا نه.خیلی این اتفاق افتاده.یه مدت تلاش کردم و همه ش خراب شده.از دست خودم خسته شدم ولی میخوام بازم امتحان کنم.میخوام از هته دیگه شروع کنم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 12:21  توسط بهاران
|
